شعری از دعای باران

اين روزا اونقدر به هم ريخته و دلتنگم که نوشتن هم ديگه سبکم نمی کنه.... اشکهام تموم بشو نيست02.gif

 شعر جديد ندارم ، می بخشيد اگه جديدأ کم کار شدم.... 34.gifالتماس دعا

*****************

دردم سکوتی عقيم است مرموز مبهم گرفته

انگار از من خودم را اين غصه کم کم گرفته

آتش فشان بودم آری يک عاشق انتحاری

آتشفشانم ـ دلم را ـ دريای ماتم گرفته

جای لبان تو اکنون همپای قليان و چايم

تقويم بی جمعه دارم روز و شبی دم گرفته

تنها نه حال و هوايم يا دفتر شعرهايم

اين بار بی لمس نبضت انگار قلبم گرفته

شعری نگفتم بخوانم حرفی ندارم برایت

تکرار و تکرار و تکرار جان مرا هم گرفته

حامد نوردی

دعای باران    

 

/ 5 نظر / 8 بازدید
mehrdad

بر باد سوار باش و بر طوفان فخر بفروش...

رضا جایدری

فراموش نکن که غمهای بزرگ مختص انسانهای بزرگ است ....

mohamad

سلاااااااااااااااااااااااام... // چرا غمگين تو خودت رو داری.. يه نگاه به خودت بنداز برا خودت دنيايی هستی...! بی خيال همه بابا ... من نمی گم که دوباره از نو شروع کن.. ولی می گم... بايد ساخت.. منم عين توهم ... خيليا مثل تو هستند...! // اين رو هم بگم که نوشته هات خيلی قشنگه.. آدم اين حرفا رو تو خونه ی خودش نزنه پس کجا بزنه...! نبينم ديگه غصه بخوريااااااااااااااااااااااااا ...! بنويس هر چی که دوست داری هر چقدر که دوست داری..! اينجا مال خودته.. خونه ی خودته.. مگه نه..؟! پس هر چی که دلت می گه بنويس... دوست داشتی به منم سر بزن.... خوشحال می شم.....! راسسسسسسسسسسسستی خدا رو هم فراموش نکن.. اون همه چیزه....//// يا حق..!

یداله شهرجو

سلام ...گفته ای همشهری ؟؟؟ خودت را بيشتر معرفی کن ...می توانيم دوستان خوبی باشيم ....منتظرم

مسافرکوچولو

غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم از دیدن نور ماه یه عمر بی نصیبیم فرقی نداره بی تو بهارمون با پاییز نمیبینی که شعرام همه شدن غم انگیز غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست اینجا ولی آسمون اشک ریختنم بلد نیست غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت فدای برق نازت اون چشای قشنگت غصه نخور مسافر تلخ هوای دوری من که اینو میدونم که تو چقدر صبوری